الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
256
الغدير ( فارسي )
9 - و سخن وى به انس : پسرم را براى من بخوان « تاريخ ابن كثير » ج 8 ص 205 10 - و سخن وى : پسرم را بخوانيد - كه حسن پسر على بيامد - « ذخائر العقبى » ص 122 11 - و سخن وى : خداوندا اين - حسن - فرزند من است ، من دوستش مى - دارم تو نيز او را دوست بدار و آنكه را دوستش دارد دوست بدار . « تاريخ ابن عساكر » ج 4 ص 203 12 - و سخن وى به على : پسرم را چه نام نهادى ؟ كه پاسخ داد من در اين كار بر تو پيشى نمىگيرم ، گفت من نيز بر پروردگارم پيشى نمىگيرم پس جبرائيل فرود آمد و گفت اى محمد به راستى پروردگارت تو را درود مىرساند و مىگويد كه على در كنار تو همچون هارون است در كنار موسى - جز اين كه پس از تو پيامبرى نيست - پس نام پسر هارون را بر اين فرزندت بگذار . « ذخائر العقبى » ص 120 13 - و سخن وى : پسرم را بياريد ببينم چه نامى بر وى نهادهايد - اين را در هنگام زاده شدن حسن گفت و سپس در زاده شدن حسين و همچنين در زاده شدن محسن پسر على ( 1 ) . « المستدرك » ج 3 ص 180 « كنز العمال » ج 7 ص 107 و 108 - از راه دار قطنى و احمد و ابن ابى شيبة و ابن جرير و ابن حبان و دولابى و بيهقى و حاكم و خطيب . 14 - و سخن وى در هنگامى كه حسن و حسين گم شده بودند : دو پسرم را بجوئيد . « كنز العمال » ج 7 ص 108 15 - و سخن وى دربارهء حسن و حسين : از همهء گيتى ، اين دو پسرم دو گل خوشبوى منند . « صواعق » ص 114 « كنز العمال » ج 6 ص 220 و ج 7 ص 109
--> ( 1 ) بنگريد به پيشگفتار مترجم